اختلالات روان نظیر افسردگی و اضطراب به یک معضل فراگیر جهانی تبدیل شدهاند و روشهای غیردارویی دیگر تنها یک گزینه مکمل نیستند!
به گزارش روابط عمومی کلینیک هنر حال خوب ، دکتر محسن نظری، روانشناس بالینی و پژوهشگر حوزه سلامت روان، در گفتوگویی اختصاصی به تشریح جایگاه روزافزون روشهای غیردارویی در درمان اختلالات روانپزشکی پرداخت و آن را «انقلابی خاموش اما بنیادین» در عرصه رواندرمانی توصیف کرد.
دکتر نظری با اشاره به اینکه اختلالات روان نظیر افسردگی و اضطراب به یک معضل فراگیر جهانی تبدیل شدهاند، اظهار داشت که روشهای غیردارویی دیگر تنها گزینههای مکمل نیستند، بلکه در بسیاری از موارد به عنوان خط اول درمان یا جایگزینی مؤثر برای دارودرمانی مطرح میشوند. وی با استناد به جدیدترین یافتههای علمی، تأکید کرد که رویکردهای نوینی مانند درمان شناختی-رفتاری (CBT) و درمان بینفردی (IPT) با پشتوانه انبوهی از کارآزماییهای بالینی، تأثیری پایدار و قابلتوجه در کاهش علائم افسردگی و اضطراب دارند. به گفته این روانشناس، نتایج یک متاآنالیز جامع نشان میدهد که این روشها در اختلالاتی مانند استرس پس از سانحه (PTSD) و وسواس فکری-عملی (OCD) نیز از کارآمدی بالایی برخوردارند .
وی در ادامه به نقش شگفتانگیز مداخلات مبتنی بر سبک زندگی اشاره کرد و گفت: «پژوهشهای معتبر نشان میدهند که فعالیتهای سادهای مانند رقص، که در یک متاآنالیز بر روی سالمندان، بالاترین میزان اثربخشی را در درمان افسردگی داشته، یا تای چی و موسیقیدرمانی که برای کاهش اضطراب مؤثر هستند، میتوانند به اندازه روشهای دارویی تأثیرگذار باشند» . وی همچنین به مطالعهای جالب توجه در مورد بوکس درمانی مبتنی بر ذهنآگاهی اشاره کرد که نشان داد این روش نوین در گروهی از بیماران مبتلا به افسردگی و اضطراب، به ترتیب باعث کاهش ۵۴ و ۵۱ درصدی علائم شده است .
این روانشناس برجسته، تحریک غیرتهاجمی مغز با استفاده از روشهایی مانند میدان مغناطیسی کمشدت را یکی دیگر از حوزههای امیدوارکننده دانست و خاطرنشان کرد که با وجود چالشها در برخی کارآزماییها، این روشها به دلیل قابلیت استفاده در منزل و عوارض جانبی ناچیز، آیندهای روشن برای درمان اختلالات دوقطبی و افسردگی مقاوم به درمان ترسیم میکنند . به گفته دکتر نظری، آنچه امروز در کنفرانسهای علمی مانند «نشست اخیر یونسکو در مورد علوم اعصاب» و «سمپوزیوم تازهترین دستاوردهای روانپزشکی» به اجماع رسیده، این است که ترکیب هوشمندانه رواندرمانی، فعالیت بدنی، و فناوریهای نوین، میتواند درمانی شخصیسازیشده، کمهزینه و عاری از عوارض دارویی برای طیف گستردهای از بیماران فراهم آورد و افقهای تازهای را در سلامت روان بگشاید.
دکتر محسن نظری تشریح کرد؛ مرزهای باریک دارودرمانی و ضرورت درمان ترکیبی
وی در ادامه گفتوگوی اختصاصی خود با این پایگاه خبری، با تأکید بر اینکه دارودرمانی صرفاً برای سه دسته مشخص از بیماران و به عنوان یک راهکار موقت و بحرانزدا تجویز میشود، نسبت به سوءبرداشتهای رایج در مورد نقش داروهای روانپزشکی هشدار داد و بر ضرورت درمان ترکیبی و هدفمند تأکید کرد.
وی با اشاره به رویکرد علمی و مبتنی بر شواهد در این حوزه، تصریح کرد که تجویز داروهای روانپزشکی هرگز به عنوان درمان خط اول یا راهکار قطعی برای همگان مطرح نیست، بلکه این مداخله صرفاً برای بیمارانی در وضعیت بحرانی توصیه میگردد که توانایی بهرهمندی از جلسات رواندرمانی را ندارند. دکتر نظری این سه گروه آسیبپذیر را به ترتیب اولویت چنین برشمرد: نخست، بیمارانی که به دلیل شدت علائم، خطر آسیبرسانی به خود یا دیگران در موردشان محتمل است؛ دوم، افرادی که به کلی توانایی انجام امورات روزمره و وظایف اولیه زندگی خود را از دست دادهاند؛ و سوم، کسانی که به دلیل آشفتگی شناختی و ذهنی شدید، قادر به تمرکز و مشارکت مؤثر در جلسات رواندرمانی نیستند. به گفته این روانشناس، دارودرمانی در این موارد نقشی حیاتی و نجاتبخش ایفا میکند، اما کارکرد آن صرفاً «گذراندن بیمار از گردنه حاد بحران» و رساندن وی به نقطهای است که بتواند دوباره با درمانگر خود ارتباط برقرار کند.
دکتر نظری در بخش دیگری از سخنان خود با صراحت لهجه علمی، به نقد رویکرد صرفاً دارویی پرداخت و اظهار داشت: «داروهای روانپزشکی در اغلب موارد، نقش مسکن و علامتدرمانی دارند و به هیچ وجه درمانکننده ریشههای اختلالات روان به شمار نمیروند». وی با استناد به تجارب بالینی گسترده خود و انبوهی از پژوهشهای معتبر، هشدار داد که تجویز دارو بدون همراهی با جلسات رواندرمانی تخصصی (مانند رویکردهای شناختی-رفتاری یا روانپویشی)، نه تنها به درمان قطعی نمیانجامد، بلکه به مرور زمان به شرایطی خطرناکتر دامن میزند. به گفته وی، در غیاب تراپی مؤثر، مغز به تدریج نسبت به دوز اولیه دارو مقاوم میشود و در نتیجه پزشک ناچار به افزایش دوز دارو میگردد؛ این چرخه معیوب که با عنوان «افزایش تحمل دارویی» شناخته میشود، نه تنها اختلال زمینهای را وخیمتر میکند، بلکه بیمار را با عوارض جسمانی و روانی سنگینتری مواجه میسازد.
این متخصص حوزه سلامت روان، راهبرد مطلوب و علمی را «درمان ترکیبی هماهنگ» معرفی کرد و گفت: همزمان با شروع دارودرمانی تحت نظر روانپزشک، باید جلسات منظم و هدفمند رواندرمانی با یک روانشناس بالینی آغاز شود تا ریشههای شناختی، هیجانی و رفتاری اختلال شناسایی و اصلاح گردند. وی با قاطعیت افزود که هدف نهایی از این همافزایی درمانی، «حذف تدریجی و برنامهریزیشده داروها» است؛ به گونهای که پس از توانمندسازی روانی بیمار و ایجاد بینش و مهارتهای مقابلهای پایدار در وی، بتوان مصرف دارو را به حداقل رساند یا کاملاً قطع کرد. دکتر نظری در پایان تأکید کرد که درمانگران ماهر، دارو را «عصای حمایتی» موقتی میدانند، نه «پای مصنوعی» دائمی؛ و تنها مسیر دستیابی به بهبودی پایدار، عبور از مرحله دارودرمانی به سوی خودتوانمندسازی روانی از طریق رواندرمانی است.