شنبه - پنجشنبه 8 الی 20

جمعه - تعطیل

تلفن: 989021889922+

برای مشاوره با ما تماس بگیرید

تهران، نوفل لوشاتو

بعد از سفارت ایتالیا

غلبه بر فرسودگی شغلی

سفر درمانی خود را همین امروز آغاز کنید!

man-having-a-breakdown-during-group-therapy-sessio-TS8MEJM.jpg


فرسودگی شغلی، آن حس خستگی عمیقی که حتی پس از یک خواب کامل هم دست از سرتان برنمی‌دارد، چیزی فراتر از یک روز پرمشغله یا هفته‌ای شلوغ است. این وضعیت، زنگ خطری است که از ناهماهنگی میان آنچه می‌دهید و آنچه دریافت می‌کنید، خبر می‌دهد. برای رهایی از این چرخه فرسایشی، به رویکردی همه‌جانبه نیاز دارید؛ رویکردی که نه فقط به وظایف کاری، که به روح، جسم و حتی فضای پیرامون‌تان توجه کند.

نخستین و شاید دشوارترین گام، پذیرش این حقیقت است که فرسودگی نشانه ناتوانی یا کم‌ظرفیتی شما نیست. این وضعیت، واکنش طبیعی یک سیستم انسانی به فشارهای مداوم و بی‌وقفه است. وقتی این را بپذیرید که نباید همیشه در دسترس باشید و نباید به هر درخواستی پاسخ «بله» بگویید، نیمی از راه را رفته‌اید.

روانشناسی فرسودگی شغلی توسط دکتر محسن نظری

تعیین مرزهای شفاف میان کار و زندگی، یکی از مؤثرترین راهکارهاست. مثلاً برای خود ساعتی مشخص کنید که پس از آن، ایمیل‌های کاری را چک نکنید، گوشی را در اتاق دیگری بگذارید و به خودتان اجازه دهید که «در دسترس نباشید». این مرزها، مثل حصاری محافظ، از نفوذ تنش‌های کاری به حریم شخصی‌تان جلوگیری می‌کنند.

دکتر محسن نظری روانشناس میگوید: در کنار این، از قدرت مدیریت زمان غافل نشوید. کارهایتان را بر اساس اهمیت و فوریت اولویت‌بندی کنید و یاد بگیرید که برخی از وظایف را به دیگران بسپارید. واگذاری کار، فرار از مسئولیت نیست؛ بلکه هوشمندانه‌ترین راه برای حفظ انرژی ارزشمندتان است.

اما شاید مهم‌تر از هر تکنیک مدیریتی، گنجاندن فعالیت‌های بازسازنده در برنامه‌ی روزانه باشد. ورزشی که عرق از تنتان درآورد، خوابی که مغز را بازتنظیمی کند، یا حتی نیم‌ساعت وقت گذاشتن برای کتاب خواندن یا باغبانی، همگی مثل شارژرهای روانی عمل می‌کنند. این فعالیت‌های ساده، نه تجمل، که نیاز ضروری مغز و بدن شما برای بازیابی تعادل هستند.

و اگر پس از همه‌ی این تلاش‌ها، همچنان حس می‌کنید که شرایط کاری نفس‌گیر است، شاید زمان آن رسیده که گفتگویی صریح و شجاعانه با مدیرتان یا یک مشاور شغلی داشته باشید. نه برای گلایه، که برای بازتعریف انتظارات و حجم کار. تعادل واقعی وقتی به دست می‌آید که هم نیازهای سازمان و هم نیازهای انسانی شما جدی گرفته شوند؛ چون در نهایت، یک کارمند متعادل، هم بهره‌ورتر است و هم پایدارتر.

به یاد داشته باشید: شما یک ماشین نیستید. شما انسانی هستید با ریتم‌های طبیعی، نیاز به توقف، نفس کشیدن و لذت بردن از لحظات کوچک زندگی. تعادل، مقصدی نیست که یک‌باره به آن برسید؛ بلکه مسیری است که هر روز با انتخاب‌های آگاهانه‌تان می‌سازید.